محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

22

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

پيشينيان صالح و رستگار بود كه از آفت تجسيم و تشبيه و تمايل به تأويل و تعبير و آميختن اعتقادات به انواع گمانها و قياسات سالم ماندند . 42 / 2 دسته ديگر آن‌چه را كه ادراكشان به واسطه قوه نظرىشان امكان مىبخشد مىپذيرند و مفهوم ظاهرى را نفى مىكنند ، ولى زيان اين كار - به واسطهء خطاى تأويل در آن و استناد نداشتن در اين امر به اصلى محقق و استوار - بيشتر از سود درست رسيدن به آن است ؛ و اين حال متكلمان است ، زيرا اينان همراه آن‌چه كه ايمان محقق و استوار اقتضا مىكند نايستادند و حقيقت آشكار و روشن را ادراك نكرده و پى به شناخت مقصود نبردند و به دسته‌اى از اهل نظر خالص و خشك و يا اهل ميزان ( منطق ) هم تمايل پيدا نكردند ، اگر چه اهل نظر نيز از رسيدن به قلهء حقيقت عاجز و ناتوانند . 43 / 2 اما طبقه عليا : ايشان صاحبان همت‌هاى بلند و طالبان شناخت حقايق اشيا - آن گونه كه در علم حق تعالى متعين‌اند - مىباشند . اينان در آغاز كار - در ايمان به ورود آن‌چه كه مقصود و مراد خدا و رسول و كاملان او است - با پيشينيان صالح و رستگار اشتراك داشته و دانستن آن‌چه را كه حقيقت امر آن قابل دركشان نيست به خدا ، و به دانايان به مراد و مقصود الهى واگذاردند ، اين گروه دارى نفوسى شريف و همت‌هايى عالى و بلند هستند كه از تقليد خوددارى و ابا دارند ، بلكه اينان طلب پيوستن به انبيا را دارند ؛ و مىخواهند آن‌چه انبيا را به واسطهء اين طريقه و روش حاصل شده ايشان نيز حاصل كنند ، به ويژه خبر هم داده نشده كه اين برايشان پوشيده شده است ، لذا در ميدان نظر بجولان پرداختند و ناتوانى اهل اين اقسام و دسته‌هاى نام برده را دريافتند ، پس مراتبشان از حد گذشت و منتهى شد به مقام نظرى فكرى ، و همان‌گونه كه گفته خواهد شد به ناتوانيشان ( يعنى اهل اقسام بر شمرده ) پىبردند . فصل سوم در بيان انتهاى افكار و تعيين روشى كه صاحبان بينش اختيار مىكنند 44 / 2 شناخت حقايق اشياء - آن‌گونه كه در علم الهى هستند - به واسطهء دلايل نظرى از